سارا سارا ، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

دخمل کوچولو

پدر و مادر تازه کار نگران

سلام عزیز دلم.امروز صبح که بیدار شدم دیدم رنگت خیلی زرد شده با گریه به بابایی گفتم.قرار شد اول ببریمت کنترل قد و وزن و بعد ازمایشگاه.رفتیم کنترل قد وزن امروز که 20 روزه خدا تو رو به ما هدیه کرده قدت 55 شده وزنت 3500و دور سرت 36 بعد بابا رفت دندون پزشکی و اومد دنبال ما ما رو برد دکتر گیاهی.دکتر به من گفت چهداروهایی بخورم ووقتی دید همه داروها رو استفاده کردم گفت گوشت رو حجامت می کنه بردنت اتاق حجامت من و بابا رو بیرون کردن ولی دیدم اوردنت و گفتن حجامت نمی کنن انگار تر سیده بودن.من و بابا بردیمت ازمایش تا جواب حاضر بشه اومدیم خونه وسایل لازم برای بستری شدن توی بیمارستان رو جمع کردیم ساکمون رو بستیمو راه افتادیم بابا رفت جواب ازمایش رو گرفت و ...
10 تير 1391

ناراحت نباشین برمی گردم

گلم روزی که رفتیم بیمارستان خوابیدی مامان سادات جون با چشم گریون برگشت خونشون.امروزم همشون ناراحت بودن خاله سحر می گفت وقتی ما بر گشتیم یه خورده گریه کرده.همه بهت عادت کرده بودن و دوست نداشتن تو بر گردی و غصه دار بودن منم گفتم ناراحت نباشین ما بر می گردیم
9 تير 1391

باز گشت به خونه

عزیز دلم دیروز که پنجشنبه بود بابا اومد خونه مامان سادات دنبالمون و امروز صبح بر گشتیم تهران بابا خیلی برای ما دلتنگ شده بود و ما هم برای بابای مهربونت که با صبر زیاد به خاطر راحتی ما دوریمون رو تحمل کرده بود.وقتی رسیدیم تهران وسایلمون رو گذاشتیم خونه و رفتیم خونه عمه نفیسه.ناهار اونجا بودیم مامانی هم بود.بابا میخواست بره نمایشگاه بازیهای کامپیوتری ما رو اورد خونه و رفت برای شما شیر خشک درست کردم خوردی و خوابیدی خودم هم خیلی خستم چون نذاشتی دیشب بخوابم راستی داری بیدار میشی اخه هنوز همسایه بالایی بنایی و سر و صدا داره و خواب دختر ناز مامان رو به هم ریخته
9 تير 1391

بی قراری شبانه دخملی

گل من چند شبه خیلی بی قراری می کنی و من نگران میشم.عزیزم شبا ساعت 11 به بعد بیدار میشی و تا بعد اذان صبح بیداری.گلمدیشب خیلی بی قراری کردی و به شدت و با صدا گریه می کردی هر چی التماست می کردم که اروم باشی فایده نداشت و کلی جیغ کشیدی.
9 تير 1391

ازمایشات دخملی در قم

سلام جیگر مامان.عزیز دلم برای چکاب مجدد زردیت با بابا بزرگ جون بردیمت دکتر و از مایشگاه زردیت از 7.8 رسیده بود به 9.2وبالاتر رفته بود دو روز بعد تست شنوایی سنجی بردیمت اخه گفته بودن گوشات جرمیت داره ولی خدا رو شکر سالم سالم بودی.و روز بعد خیلی زرد تر شدی بردم ازمایش رسیده بودی به 10.9 ومن گریه می کردم.گلم نمی دونی چقدر عزیزی و چقدر دوست دارم .عزیز دلم خدا کنه زود زود زردیت خوب بشه از نگرانی دارم دق میکنم.گلم پنجشنبه بابا اومد خونه مامان سادات و شما رو بردیم دکتر گیاهی تا شاید شما رو حجامت کنه و زردیت خوب بشه ولی فقط داروی گیاهی داد.ترنجبین و تخم گشنیز خدا کنه زود زود خوب بشی
9 تير 1391

اولین مسافرت و زیارت گل دخمل

دختر گلم جمعه هفته قبل.من و تو وبابا رفتیم قم خونه بابا بزرگ.بابا با مامانی و عمو جواد اینا رفتن خونه عمو حسین.ما هم پیش خاله سحر جون و بابایی و مامان سادات بودیم ظهر دایی و زندایی هم اومدن.شب بابا زنگ زد که کارامون رو بکنیم تا ما رو ببره حرم و گل دخمل رو بردیم با مامانی و زنعمو سمیه و فاطمه جونی زیارت.زیارتت قبول کو چولوی مامان. ...
9 تير 1391

برای دوست جونیا

سلام دوست جونیا ما بر گشتیم با یه عالمه خبر و عکسش از سارای گلم ممنون از لطف همه خاله های مهربون و نی نی های گلشون ایشالا همیشه سالم باشید.دلمون خیلی براتون تنگ شده بود.بوسسسسسسسسسسسسس ...
9 تير 1391