خاطرات دخترم
عزیز دل مامان سلام چند وقتیه ماشالا از بس شیطون شدی نمی ذاری من بیام و برات چیزی بنویسم. چهارشنبه:گل من زیاد چیزی یادم نمیاد فقط شب یکی از فامیلای بابا که میشد نوه عموی مامانی زنگ زد گفت می خوان بیان خونمون برای فردا شب پنجشنبه:گل من بابا رفت لامروز دنبال هود و سینک برای خونه و منم مشغول جمع کردن اثاث ها هستم و تو هم که مدام بغل می خوای از وقتی که مریض شدی بهونه گیر شدی امروز کلی گریه کردیشب بابا با مامانی اومدن خونمون و بعد از اون مهمونا اومدن برای دخترم دو دست لباس بافت اوردن.خانم و اقای خوبی بودن همسن من و بابا.جالب بود.شب مامانی خونه ما موند جمعه: رفتیم ناهار خونه عمه نفیسه.بعد از ظهر مامانی رو رسوندیم خونشون و برگشتیم خونه.یه روز ...
بدون عنوان
دخترم در جوار ملکوتی اقا امام رضا (ع) دخترم در حرم حضرت معصومه ...
عکسای جیگر طلام
شب تاسوعا
روزانه دخمل مامان
گل دخملم سلام.نفس طلام خیلی وقته وقت نکردم بیام و برات بنویسم.الان از روزایی که با هم گذروندیم مینویسم سه شنبه:چیزی ازش یادم نمیاد فقط یادمه بابا اومد گفت کاراتون رو بکنید شما رو ببرم قم که گفتم نمی خواد فردا شب بریم چهار شنبه:رفتیم قم به خاطر همین به شب علی اصغر نرسیدیم کلی حالم گرفته شد.تو قم همه قربون صدقهات میرفتن.تو هم که برای همه می خندیدی و بغلشون می رفتی پنجشنبه:تو رو پیش مامان سادات جون گذاشتم و رفتیم بابابا بیرون.وقتی اومدم خونه انگار هزار سال بود ندیده بودمت تو هم سفت به من چسبیده بودی قربونت برم دلم برات یه ذره شده بود.شب با مامان سادات جون رفتیم هیئت.بابا و بابا داوود جون هم بودناز اونجا اومدیم خاله سحر جون رو برداشتیم رفت...
روزانه عسل مامان
گل دخترم دیروز کلا کار کردیم.دیشب با عمه رفتیم هیئت.مامانی هم با بابا اومد هیئت و از اونجا اومد خونه ما. دوشنبه:عسلم امروز ناهار عمه نفیسه و امیر هم اومدن خونمون.شب با عمه و مامانی رفتیم هیئت همه ازت تعریف می کردن.تو هیئت سق زدیو برای بار اول بود.عمو حسن بابا به خاطر شنل و کلاهت بهت می گفت سفید برفی .امشب به شوخی عمه کفشت رو پرتاب کرد برای زنداداش زندایی بابا.اون هم گفت کفش سیندرلا رو پس نمیده.امشب تو دارای لقب دو شخصیت داستانی معروف شدی در صورتی که تو عشق و زندگی منی.الان بابا و مامانی خوابن و تو من بیداریم و داری سکسکه می کنی کاش علاجش رو می دونستم تا اذیت نمیشدی بببببببببببببببببببببببببببببببببببووووووووووووووووووووسسسسسسسسسسس ...





