سارا سارا ، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره

دخمل کوچولو

4 روز تا تولد دخملی

گل من سلام دیروز مامان بابایی اومد خونمون.رفتیم بهشت زهرا سر خاک بابای مهربون بابایی (برای شادی روح پدر بزرگ سارا صلوات).از اونجا رفتیم افسریه مامانی خرید کرد.اومدیم خونه احساس کردم حالم خوب نیست قرار شد با دکتر صحبت کنم.بابا رفت هیئت .بادکتر که صحبت کردم گفت برو بیمارستان تا معاینه بشی .منم زنگ زدم بابا اومد.به مامانی هم گفتم حاضر شد.همه ساعت 12 رفتیم بیمارستان.که دکتر اونجا گفت سر وقتی که دکترت زده بیا و مشکلی نبود.عمو جواد برامون غذا گرفته بود.گرفتیم اومدیم خونه.واما امروز................................امروز 4 روز مونده تا تولدت گل من.مامان بابایی تا بعد از ظهر پیش ما بود بعد رفتیم خونه عمو حاج علی وبعد مامانی رورسوندیم اومدیم خونه الب...
16 خرداد 1391

اخ جون مهمون

گل من دیشب مهمون داشتیم.عمو جواد زنعمو جون و فاطمه ی گل.دختر من دیشب عمو زحمت کشید و شام خرید اورد.دستشون درد نکنه.خیلی خوشمزه بود.عزیزم زنعمو جونم قراره امشب به بابا تربت اصل امام حسین رو بدن تا با اون کام گل دخمل رو برداریم.امروز صبح هم عمو امید پسر عمه بابایی اومد چون 2 تا چک گم کرده بود و فکر کرده بود افتاده تو ماشین بابایی.عمهد بابا و فاطمه خانم وعلی کوچولو هم اومدن.ناهار جایی دعوت بودن رفتن.بابایی الان رفته دنبال مامانی تا بیاد پیش ما.مامانی خیلی مهربونه.همش برای ما غذاهای خوشمزه درست می کنه میاره یا میده بابایی برامون بیاره.معلومه از حالا حسابی گل دخمل رو دوست داره.خدا همیشه بهشون سلامتی بده. ...
15 خرداد 1391

5 روز تا تولد دخملی

دختر من سلام امروز اخرین دوشنبه جنینیت هست.گلم هر لحظه اشتیاق من و بابایی برای دیدنت بیشتر میشه.عزیزم امیدوارم صحیح و سالم بیایی بغل مامان.دوست دارم عشقم بوووووووووووووووووووووسسسسسسسسسسسسس ...
15 خرداد 1391

روز پدر

گل من سلام .امروز روز پدرو تولد مولی الموحدین حضرت علی(ع)هست.من به خاطر شما وروجک مامان نتونستم برم بابام رو ببینم واز همین جا به بابای خودم و همه باباهای مهربون تبریک میگم.تازه نتونستم برم برای همسر مهربونم کادو بخرم.همسر عزیزم روزت مبارک . ...
15 خرداد 1391

6 روز تا تولد دخملی

عزیزم سلام امروز هم اخرین یکشنبه جنینی تو گلم هست.مممنون که یکشنبه های زیادی رو با مامان گذروندی.عزیز دلم امروز بابایی تعطیله ولی خونه نیست.دخمل ناز مامان اگر خدا بخواد و شما گل دخملم انشالا زردی نداشته باشی  و مامان مشکلی نداشته باشه یکشنبه هفته دیگه روزی هست که قدمهای کوچولوت رو توی خونمون میذاری و خونه من و بابا میشه خونه ماوسارا و به امید خدا سه تایی با دل خوش کنار هم زندگی می کنیم ...
14 خرداد 1391