احوالات چند روزه دخترم
سه شنبه: صبح قرار بود با تو و بابا بریم دنبال یه سری کارای اداری که رفتیم ولی من از صبح که بیدار شدم حالم خوب نبود دلم درد می کرد حالت تهوع هم داشتم .قرار بود که با عمه بریم خونه مامانی که نرسیدیم بابا خونه موند و ما رو بعد از ظهر برد خونه مامانی و خودش رفت سرکار.شب کارامون رو کردیم بابا اومد رفتیم عروسی پسر دوست مامانی ولی خیلی دیر دیگه می خواستن شام رو بیارن که ما رسیدیم.این اولین عروسی بود که گل دخمل مامان می رفت .شب رو خونه مامانی موندیم. چهار شنبه:چهارشنبه رو هم خونه مامانی موندیم اخر شب اومدیم خونه. پنجشنبه:نوبت کنترل قد و وزنت بود و چهلمین روزی که گل دخملم رو خدا به ما داده بابا رفت مامانی رو برد دندون پزشکی منم به عمه ز...




