ما اومدیم با کلی خبرای جدید
عزیز دلم توی این مدت کلی اتفاقای خوب رخ داده. اول از همه اینکه نی نی دایی جون دخمله هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خبر خوب بعدی اینکه عشقم میتونه روی پاهاش بایسته {البته روی نوک انگشتای پات} از تخت یا مبل کمک میگیری و میایستی قربون پاهای کوشولوت برم هفته پیش مامان سادات و بابا داود و خاله سحر و عمو ابولفضل رفتن مشهد و برای گلم سوغاتای خوشجل اوردن دستشون درد نکنه گلم یاد گرفتی لی لی حوضک میکنی یکی از دستای خوشجلتو مشت میکنی میزاری کف اون یکی دست الاهی فدای دستای کوچولوت بشم یاد گرفتی سق میزنی گلم بدشم جیغ میزنی و دستاتو میزنی روی دهنت که صدا بده عشقم خیلی دوست دارم عزیز دلم خیلی علاقه به اشپزخونه داری همیشه میای و با جای...
نویسنده :
مامانی
21:09







