احوالات دخمل کوچولوم
گلم از دوشنبه سه شنبه چیزی یادم نمیاد
چهار شنبه:با بابا صبح رفتیم خونه مامانی.تو دختر خوبی بودی یا بازی می کردی یا تلویزیون می دیدی.بابا دیر اومد خونه مامانی ریسشون نذاشته بود زود بیاد من کلی عصبانی بودم.شب خونه مامانی موندیم
پنجشنبه:رفتیم دنبال یه سری از کارامون ظهر ناهار خونه مامانی موندیم برگشتیم عصر سمت خونه وسط راه بابا رفت تعمیر گاه تا تسمه تایم عوض کنه ما هم رفتیم پارک یه کم با هم تو پارک بودیم تو بچه ها رو با تعجب نگاه می کردی.اومدیم خونه وسایلمون رو تا شب جمع کردم با بابا چمدون رو بستیم تا فردا صبح زود بریم مشهد
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


احوالات دخمل کوچولوم
