سارا سارا ، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره

دخمل کوچولو

خاطراتی برای نی نی

1391/2/25 11:43
نویسنده : مامانی
219 بازدید
اشتراک گذاری

گل من سلام بزار از این چند روز برات بنویسم.چهار شنبه خونه عمه مولودی بود.صبح که بیدار شدم برقا رفته بود.رفتم یه دوش گرفتم.با عمه حرف زدم.بعدرفتم خونشون.تا شب ساعت ٩ اونجا بودم بابا اومد دنبالمون و اومدیم خونه.تازه اون موقع شام درست کردم.کوکو سیب زمینی.پنجشنبه صبح رفتم ازمایش خون و بعد میدون گل خسته شدم ولی وقت تلف کردیم تا طرح ترافیک تموم بشه.بعد از امین حضور سر در اوردیم و برای مامانی ١٢٣ خریدیم.وبعد رفتیم شوش کلی پیاده روی کردیم و من خیلی خسته شدم و برای مامان جون شیرینی خوری خریدیم.اومدیم سمت خونه.رفتیم ساندویچ خوردیم.کارامون رو کردیم.رفتیم خونه مامان جون.زن دایی جون هم اونجا بود.خاله سحر هم اومد.ولی شب تا صبح به خاطر کمر درد نخوابیدم.جمعه ظهر ناهار که خوردیم برگشتیم.اومدیم خونه لباسهامون رو عوض کردیم رفتیم خونه مامانی .با مامانی شب رفتیم مهمونی مکه ای یکی از فامیلای بابا .مامانی شب اومد خونمون.شنبه صبح با مامانی رفتیم خونه عمه چون عمه بابا اونجا بود ظهر ناهار خونه عمه بودیم.من حالم خیلی بد بود و زود اومدم خونه.یه دوش گرفتم .شام گذاشتم خوابیدم.شب مامانی و عمه ومبیناوامیر حسین مهمون ما بودن.یکشنبه حالم اصلاخوب نبود.کلا خوابیدم و کاری نکردم.ولی امروز باید کارهام رو شروع کنم.دوست دارم هوارتااااااااااااااااااا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)