احوالات دخمل طلا
یکشنبه:یک روز عادی و پر کار بود.تو جدیدا غر هات بیشتر شده و دوست داری بازی کنی.معمولا شبا تا ظهر می خوابی بعد از ظهر هم خواب عصرونه و شب دیر وقت می خوابی.توی اتاقت که می برمت به پایین تختت که ارم روش داره نگاه می کنی و می خندی.حس می کنم رنگ ابی رو دوست داری.هر چی که ابی باشه تو نگاهش می کنی و می خندی.دوست دارم عشقم به اندازه ستاره های اسمون
دوشنبه:الان که این مطلبا رو می نویسم هنوز از خواب بیدار نشدی.فقط یه کم یه ساعت پیش چشمات رو باز کردی و برای من و بابا خودت رو لوس کردی و خوابیدی.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


احوالات دخمل طلا
